غازها و عقاب مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کلینیک زندگی - راز بزرگ
سه شنبه, 24 آبان 1390 ساعت 13:11

دکتر وین دایر در کتاب عظمت خود را دریابید، می گوید آدم ها دو دسته هستند: غازها و عقاب ها. هرگز نباید عقاب ها را به مدرسه غازها فرستاد و نباید افکار دست و پا گیر غازها فکر عقاب ها را مشغول کند. بدترین چیز ندانستن قوانین عقاب هاست . این که ندانیم چطوری عقاب باشیم :

غازها همه مثل هم فکر می کنند و همیشه هم ادعا می کنند که درست فکر می کنند . افکارشان کپی شده است و اصلاً خلاقیت ندارند . اکثر مواقع هم همگی با هم به نتایج یکسان می رسند چون دقیقا مثل هم فکر می کنند .عقاب ها می دانند زمانی که همه مثل هم فکر می کنند در واقع اصلا کسی فکر نمی کند .غازها همیشه می دانند غاز دیگر چطوری زندگی کند بهتراست . هر کسی جای کس دیگر تصمیم می گیرد . برای همین اکثراً یا دیر به بلوغ ( فکری – جنسیاحساسی ) می رسند و یا اصلا بالغ نمی شوند.عقاب ها به خلاقیت ذهن هر کس اعتقاد دارند و در زندگی, ماهیگیری به فرد یاد می دهند و نه ماهی . در محله عقاب ها هر کسی جای خودش باید فکر کند و کسی مسوولیت زندگی کس دیگر را به عهده نمی گیرد.غازها از جسمشان بیش از حد کار می کشند و تمام توان داشته و نداشته را به کار می گیرند ولی به نتایج دلخواه نمی رسند. عقاب ها اول تمام جوانب کار را در نظر می گیرند ، باتوجه به تجارب قبلی و برنامه ریزی های ذهن خلاقشان تصمیم می گیرند و بعد شروع به کار می کنند . عقاب ها ایمان دارند که تلاش جسمی به تنهایی اصلا برای کار کافی نیست .غازها حریم شخصی ندارند و بارها و بارها وارد حریم خصوصی عقاب ها می شوند چون حرمت ندارند .عقاب ها به حریم شخصی هر فردی احترام می گزارند و قاطعانه به افرادی که وارد حریم خصوصی آنها می شوند تذکر می دهند .غازها باید همه را راضی نگه دارند و تمام تلاششان را در روابط می کنند که همه انسان ها ، تک به تک از آنها راضی باشند . به جای انجام وظایف و رسالت خودشان ، رضایت همه اطرافیان را با هر زحمتی شده به دست می آورند چون اگر به دست نیاورند احساس خلاء می کنند.عقاب ها می دانند که به دست آوردن رضایت همه افراد امکان ندارد و نیمی از مردم همیشه با نیمی از افکار آنها مخالفند و این وظیفه یک عقاب نیست که مخالفانش را راضی نگه دارد . غاز "نه" نمی گوید و همش شاکی است که چرا باید اینهمه به دیگران توجه کند .عقاب در مواقعی که لازم است ، به راحتی "نه" می گوید .غاز شرط اول ارتباط را صمیمیت بیش از حد می داند .عقاب شرط اول ارتباط را احترام متقابل می داند .غاز نمی خواهد باور کند که دشمنی دارد .عقاب می داند که باید دشمنش رو ببخشد ولی بهش اعتماد نمی کند .غاز از تجربیات درس نمی گیرد و فقط آزار می بیند .عقاب بعد از گذراندن سختی مسئله ، به فکر پذیرش مسئله و درس های ممکنه است .غاز از دلش هیچ وقت حرف نمی زند .عقاب با دلش زندگی می کند .غاز یا احساسی است و یا منطقی .عقاب می داند که در دورانی از زندگی باید مغز را پرورش و ورزش داد و در دورانی دیگر باید دل رو نوازش داد و به حرف های دل بها داد .غاز اشتباه نمی کند .عقاب می داند اگر هیچ وقت اشتباهی نکرده ، دلیلش این است که اصلا دست به عملی نزده است .غاز جای دیگران زندگی می کند .عقاب می داند که باید به دیگران کمک کند ولی جای کسی نباید زندگی کند چون تجربه خود بودن را از آن فرد گرفته است .غاز همیشه همه کار می تواند انجام بدهد .عقاب می داند چه کارهایی را می تواند انجام بدهد و چه جایی باید اعلام کند که از عهده آن بر نمی آید .غاز همیشه مجبور است .عقاب همیشه مختار است و اگر به جبر روزگار مجبور شد کاری را انجام بدهد ، می پذیرد و می گوید : ترجیح می دهم این کار را انجام بدهم .زمان تفریح غاز مشخص نیست .عقاب برای تفریحش برنامه ریزی می کند و می داند که فاصله خالی این نت تا نت بعدی در موسیقی ، دلیل دل نشین بودن آن است .غاز همیشه ناراضی است و شاکی و همیشه در حال شناخت عامل این بدبختی است .عقاب همیشه راضی است و می داند هر سختی هم پایانی دارد . عقاب باور دارد ان مع العسر یسرا .غاز عبادت عادتش شده است .عقاب تکرار و عادت و روزمرگی را مرگ دل و پرستش می داند .غاز نسبت به عقاب یا احساس برتری می کند و یا احساس ضعف .عقاب باور دارد برتری وجود ندارد . اصل فقط تفاوت است که باعث برتری کسی بر کس دیگر نمی شود .غاز زیاد از مغزش کار می کشد البته بدون بهره وری لازم .عقاب مفید فکر می کند و از اشتباهاتش درس می گیرد .غاز می خواهد غاز باشد چون غاز بودن و نپریدن خیلی آسان تر از پرواز و اوج گرفتن است.عقاب بر عقاب بودن اصرار دارد ، حتی اگر بارها به مدرسه غازها رفته باشد و به خاطر عقاب شدن بهای سنگینی را بپردازد .

عقاب باشید و سربلند

 

 

.